يحيى دولت آبادى
52
حيات يحيى ( فارسى )
فصل ششم مجلس دربار و اختلاف كلمه رجال دولت روز يكشنبه چهارم ربيع الاول 1324 تمام روز انتظار ميكشيم كه رقعه دعوت براى انعقاد مجلس اول تأسيس عدالتخانه براى رجال دولت و ملت برود تا شب خبرى نميشود شب دوشنبه با احتشام السلطنه ملاقات مىشود ميگويد اتابك اعظم صلاح ميداند قبل از انعقاد مجلس عمومى مجلسى از وزراء و امراء منعقد ساخته آنها را با خود همراه كند و فردا اين مجلس منعقد خواهد شد مجلس مزبور منعقد مىشود مركب از چهارده نفر عين الدوله اتابك اعظم - امير بهادر جنگ وزير دربار - ناصر الملك وزير ماليه - مشير الدوله وزير خارجه - حاجب الدوله فراشباشى شاه علاء السلطنه وزير مختار لندن - مشير الملك - احتشام السلطنه - محتشم السلطنه - اقبال الدوله و يكى دو نفر ديگر . اتابك اعظم رو بحاضرين كرده ميگويد خيال داريم مجلسى تشكيل بدهيم براى اصلاح عدليه و اجراى دستخط همايون شرحى در اين باب نوشته شده بايد بخوانيد و هركس رأى خود را بيان نمايد ورقهء كه نوشته شده و انتظار طبع آن ميرود بتوسط محتشم السلطنه خوانده مىشود امير بهادر وزير دربار ميگويد رأى شاه بايد بر همهء اين مطالب مقدم باشد اگر بفرمايد فلان شهر را بچاپيد يا فلان آدم را بكشيد نبايد گفت اين خلاف قانون است زيرا امر شاه بر همهچيز مقدم است اين حرف را كه وزير دربار مىزند سكوت طولانى در مجلس حكمفرما ميگردد زيرا اگر بخواهند رد كنند با نوكرى آنها منافات دارد بخواهند قبول كنند خلاف حس و وجدان آنها است در اينحال